زندگی و ارزشها

 

بنده در اینجا لازم میدانم  که تعریفی از زندگی و ارزش داشته باشم زندگي يك موهبت الهي به ما انسانها است .

 

                                                                                              زندگی چیست ؟          

 

زندگی پروازی است بسوی کائنات . زندگي  رابطه انسانها با كاينات  و استفاده از قانونمديهاي جهان هستي.

زندگی مقصد نیست !  زندگی حرکت به سوی مقصد است .

زندگی یعنی حركت از موجود به مطلوب . زندگ يعني حركت يعني تحرك.

زندگی یعنی حرکت به سوی ارزشها  ورسیدن به منزلی که انسان در آن به خواست خداوند به درجه عالی وپس از مرگ به زندگی ابدی وجاویدانی خواهد رسید. زندگی چون قطاری می باشد که ما بر آن سواریم وبه مقصد راهسپاریم .

 

ارزش چیست ؟

واژه ارزش در زبان فارسی اسم مصدر ارزیدن ودارای معانی : قدر . مرتبه. لیاقت .  شایستگی . قابلیت. برازندگی و در زبان انگلیسی معادل velour به معنی رتبه . ارز . قدر گرامی داشتن و اهمیت دادن و زبان فرانسه

بربر voyeur به معنی قیمت .قدر مقدار وارز است .

 

در اصطلاح جامعه شناسی ارزش اجتماعی  عبارت از چیزی که موضوع پذیرش همگان است .

 

ارزش اجتماعي شامل همه چيزهايي است مطلوب يا نامطلوب كه مورد علاقه انسان است ،هر امري مادي يا معنوي كه در جامعه داراي قدر و قيمت باشد و نيازهاي مادي و معنوي انسان را برآورده كند،يا هر چيز گرانبها و سودمندي ،از جمله ارزشهاي اجتماعي است.وقتي به كودك ياد مي دهيم به بزرگتر از خود احترام بگذارد و به او سلام كند ،حرف پدر و مادر را گوش كند و به آنها احترام و اطاعت كند،در واقع ارزشهاي اجتماعي را در ذهن او جاي مي دهيم.

 

 

 

 ارزش  یعنی  مفید یعنی سود مند. یعنی گذر ازصافی . در اینجا بایستی بگویم آنچه که در گذر زندگی و برای ضرورت نیازهای بشری در جهت تامین رفاه وآسایش وسلامتی انسان و بقای اوکسیستم  وامنیت حیات سودمند باشد  وانسان را کمک کنند به مقصد زندگی   ارزش گفته میشوند وتمام كاينات ارزش گفته ميشوند.

  مثلا  آب – خاک – گیاه – حیوانات  خود انسان دارای ارزش و ارزشهای مهمی میباشند بایستی قدر دانست چون همه چیز برای انسان است و انسان برای رب است پس انسان سزاوار زندگی است پس لازم است که دریابد ارزشها را تولید کند ارزشها را  و ......................

وخود  انسان از نظر بدن فیزیکی دارای ارزشهای مختلف میباشد مثلا  تمام اعضای بدن انسان دارای ارزش هستند .

دست – پا – گوش – چشم  واز نظر  فکری   دارای ارزشها ودست آوردهای  مختلف میباشد

مثلا علم مهندسی – علم پزشکی - علم زیست شناسی وغیره   ساختمان – هواپیما – قطار – ماشین – ابزار آلات پزشکی ووووو...

اگر انسان بتواند  ارزشهای خالق هستی را به درستی استفاده نماید . به آن سعادت ابدی جاویدانی  خواهد رسید . که موفقیت زندگی را در بر خواهد داشت انسان برای حیات و بقای زندگی خویش نیازمند به ارزشهای است که در پرتو آنهای سعاد ت انسانها را در بر می گیرد انسان برای زندگی بهتر و رسیدن به کمال نیازمند تلاش بی کران در جهت دستیابی به ارزشهاست واستفاده از آن  ارزشها میباشد که او را به صراط مستقیم رهنمود وامنیت زندگی را فراهم می سازد خالق هستی انسان را با ارزش و در جوار ارزشها خلق کرده به همین خاطر لازم است که انسان برای سعادت و دستیابی به ارزشها تحقیق و تفکر نماید تا ذات ارزشها را در یابد وبرای ضرورت در جهت سعادت بشر استفاده نماید بهترین راه در جهت دست یابی به این  ارزشها فراگیری علم می باشد .علم  مادرشناخت ارزشهاست و خود علم یک ارزش بزرگ است  { علم کلید زندگی میباشد }  یعنی{ عقل}   که بزرگترین نعمت و هديه از طرف پروردگار به انسان میباشد. و به همین خاطر به وی لقب اشرف مخلوقات داد . به نظر بنده بدون دستیابی به ارزشهایی که خداوند خلق کرده . انسان  نمی تواند آنچه را که  درخودش ودر جواراو در روی کره خاکی که با آنها زندگی می کند راه سلامتی و بهبود و امنیت را حاصل نماید. اگر انسان بتواند ارزشهای جهان هستی را دریابد و آنها را شناسایی کند. به آنها جامعه عمل بپوشاند. دنیایی با صلح خواهد داشت . چون شناخت دنیا وبا شناخت ارزشهاست مشخص میشود. وشناخت ارزشها  ما را به خلق هستی و راه زندگی آشنا خواهند ساخت .  چون هر چه  در اطراف انسان وجود دارد و با آنها زندگی می کند . با آنها در ارتباط می باشد. ویک نوع وابستگی خاص در جهت استفاده از نیازهای ضروری برای بقا و رسیدن به مقصد است  و انسان نیازمند به مشارکت با خدا و موجودات زنده در طبیعت می باشد چون انسان باشناخت خود وعالم هستی وبهره برداری درست از آن میتواند مقصد خود و رضای خالق هستی که هدفی بزرگ که همانا زندگی جاویدانی میباشد. برای بندگان خود فراهم  سازد. ما بایستی با رب خود و موجودات خالق  و نعمتهای او مشارکت داشته باشیم وتا بتوانیم نیازهای مادی وجنسی خود را در جهت مقصد و کامیابی حاصل کنیم . و انسان بایستی  از ارزشها مفید استفاده نماید وآنچه را که خداوند منع کرده {ضد ارزش } از آن پرهیز کنیم  یعنی ازگناهان دوری کنیم تا رضایت خدا برای کامیابی بشر حاصل  گردد . در اسلام برای شناخت ارزشها خیلی تاکید شده است . ویکی از ابزارهای مهم برای شناخت عالم هستی و رب  شناخت ارزشها است و در شناخت ارزشهای عالم هستی قدرت وتوان رب نمایان  میگردد  وهدف  تمام  ادیان و انبیاء  و پیامبران ودانشمندان  آگاه ساختن انسانها  از ارزشها و ضد ارزشها بود است چون دنیا دارای دو ذات میباشد واین دو ذات در گذر زندگی انسان قرار دارند . گرم وسرد – تلخ و شیرن- غم وخوشي – سلامتي وبيماري دو نيرو كه در مقابل يكديگر قرار دارند وغیره  در واقع گذر زندگي انسانها از اين دو مقوله ميباشد . اما انسان بایستی با شناسایی کامل از آنها در جهت نیازمندیهای  مثبت زندگی از آنها استفایده وبهره برداری کند .   

جا دارد  تعریف کوتاهی از اسلام داشته باشیم . اسلام یعنی سلامتی یعنی امنیت. یعنی صلح ودوستی . یعنی مشارکت با رب خود وشناسایی جهان هستی وبهره برداری درست از آن در جهت کامیابی بشر . اسلام یک ارزش ویک اندیشه پیام بزرگ الهی  میباشد که ازطرف خالق هستی  برای نجات بشر از طریق پیامبر و اندیشمند بزرگ الهی وحی شده است . اسلام  یک اندیشه وتفکرالهی و ارزش بزرگ جهانی است وتمام امت جهان  میتوانند  در زیر سایه آن قرار گیرند و در جهت کمال و سعادت استفاده   کنند.  بایستی دید ما نسبت به  عالم هستی  وانسان  و اسلام در زندگی یک دید جهانی باشد چون خلقت خداوند فراتر آز آن میباشد که ما فکر میکنیم اسلام یک اندیشه و پیام فرا گیر وضد جنگ وصلح طلب وخواهان امنیت برای تمام بشریت میباشد بلکه  برای یک  جامعه یا یک ملت نیامده. اسلام حد و مرز ندارد بایستی بگویم اسلام منشع تمام ارزشهای کمال انسانها را دربر دارد وبگویم هدف تمام انبیا ء و دانشمندان بیان ارزشها بوده و راه  کمال انسانها را جستجو می کرده اند.  اسلام مثل یک خانه نیست که فقط یک خانواده  در آن زندگی میکنند  بلکه یک اندیشه و پیام الهی برای احیای تفکر انسان ورهنمای او برای  رسیدن به مقصد است  اسلام مثل یک علم ودانش مهندسی میباشد تمام بشر میتوانند از آن اندیشه در راه کمال و امنیت ورسیدن به آن منزل جاویدانی استفاده کنند  واین اندیشه فقط با الله الله گفتن احیا نمیشود  مگر اینکه عملی شود  اگر در اندیشه اسلام  دروغ  منع شده نبایست ما دروغ بگویم .اگر اسلام گفته حق مردم را مخور ما بایستی حق مردم را نخوریم  در آن صورت است که این اندیشه الهی دنیا را فرا خواهد گرفت  و مردم دنیا از آن استقبال خواهد کرد و ایمان خواهند آورد دوستان و عزیزان هیچ  نهالی وزمین کشاورزی باالله الله گفتن احیا نمی شود و هیچ زنی با الله الله  گفتن بار دار نمیشود  بی شک خداوند قادر وتوانا است  .  بلکه انسان باعبادت والله الله  گفتن به ذهن خود قدرت وتوان میدهد وبا این کاردر خود نیرو ایجاد میکند تا قدرت وتوان وکارایی  عمل خود را بالا ببرد وشکرگذار رب خود در برابر نعمتهای او باشد ودرعمل نیز با رفتار خویش بندگی خود را به اثبات برساند.و در عمل فرمان برداراو باشد واز او اطاعت کند.   خداوند گفته از تو حرکت از من برکت  خداوند  تمام انسانها را برابرو آزاد اندیش و در کنار نعمتها خلق کرد تا تمام انسانها از این نعمتها برخوردار باشند تا با مشارکت واحترام متقابل و با توانایهای  مختلف خود از این نعمتها استفاده کنند و چون انسان  با خواست خود به دنیا نیامده بلکه با خواست

خالق هستی و رب  بد نیا آمده پس در اینجا خواهیم  فهمید که هر انسانی محکوم  به زندگی يعني خق حيات دارد  و نیارزمند یکدیگر وهمزیستی با موجودات زنده  میباشد . وهر انسانی   میتوا ند  به  انـدازه   توانـا ییهای  خود  از  این  ارزشـها  استفـاده كند

و خدمتگزار و حرکت کننده بسوی مقصد باشد . ما انسانها از یک طرف محتاج رب خود از طرف دیگرنیازمند یکدیگر واز سوی دیگر نیازمند خود وعالم هستی هستیم  {نعمتهای خداوند } عزیزان ودوستان زند گی ما همانند یک کارگاه و یا یک شرکت تولیدی میباشد که اگر فروشنده آن شرکت اگر در فروش کوتاهی بکند نه تنها شرکت ورشکسته خواهد شد بلکه تمام افراد کارگاه وخودش بیکار خواهد شد پس ما همه انسانها در زندگی یکدیگرتاثیر گذارهستیم یک اندیشه منفی وغلط زندگی انسانها را به نیست ونابودی خواهد کشید وامنیت انسانها را صلب خواهد کرد  مانند: هیتلر

 ویک اندیشه مثبت زندگی انسانها را روشنایی خواهد بخشید  مانند :  ا د یسون .

پس ما با علم واندیشه ارزشها و ضد ارزشها را می آموزیم که آنها چگونه در زندگی بشر تاثیر گذار هستند  اگر یک انسا ن  آگاهی ودانش نسبت گیاه خشخاش نداشته باشد غلط آز آن بهره برداری ودر جهت منافع شخصی و  مادی خویش استفاده میکند . زیرا متوجه آن نیست که دارد یک جزء کوچک از زندگی را مختل میکند  و دارد با کار خودش زندگی یک عده از انسانها را  آتش میزند

این گیاه برای نیاز علم پزشکی ماست بایستی از آن بهره برداری درستی کنیم.

و خداوند گفت همه انسانها مثل دندانه های شانه برابرند و هیچ انسانی نسبت به دیگری برتری ندارد مگر در علم وتقوا{دارای ارزشهای مفید وپاکیزگی باشد }

 

 

بنی آدم اعضاء یکدیگرند                  که در آفرینش زیک گوهرند

چون عضوی به درد آورد روزگار         دگر عضوها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بی غمی                  نشاید که نامت نهند آدمی

 و چون انسان باشناخت خود وعالم هستی میتواند راه تعالی انسانها را دریابد وبرنامه ریزی درستی برای زندگی او ایجاد نماید  وتنها دریچه ای که انسان میتواند ازآن استفایده نماید اندیشه میباشد{علم}که به انسان جهت میدهد .علم واندیشه امروزانسان را به آسمان وبه کرات دیگر واقیانوس بیکران برده وبه نظر بنده تنها اندیشه و علم میباشد که تمام ارزشها را  شناسایی وارزیابی در جهت تعالی انسانها  مورد استفایده قرار میدهد. ما بایست ارزشها رادر جامعه نهادینه  ودر گفتگوی تمدنها مطرح کنیم . تا بتوانیم امنیت وصلح جهانی را در دنیا گسترش دهیم . پس اندیشه وعلم کلید شناسایی همه ارزشها میباشد .  که همانا بهترین هدیه از طرف پروردگار عالم میباشد. خداوند بشر را خلق کرد و او را دارای  دو مقوله ساخت { رنج و شادی } برای هدایت او سکانی ایجاد کرد که عقل نام دارد  که از ان علم و اندیشه حاصل شد  علم واندیشه انسان را توانا واو را قادر می سازد که اسباب وسایل ونیازهای انسانی و معنوی زندگی  خود را که همانا رسیدن به مقصد است فراهم نماید علم اندیشه به ما می آموزد که چگونه بدست آوریم وچگونه استفاده کنیم و علل وعوامل را شناسایی و درد ومشکل را درمان کنیم  به نظر من هیچ عبادتی بالا تر از علم  و آموزش وتربیت نمی باشد چون همه چیز از آن جا منشع واحیا میگردد  پس ارزش آن را می دانیم که بچه های  نیازمند تعلیم وتربیت هستند . چون شروع  کار در آنجا است ( خشت اول را گر معمار نهدکج تا ثریا میرود دیوار کج) ما انسانها نیازمند به آموزش وشناخت ارزشها عالم هستی هستیم و  بایستی  دنیا وزندگی برای ما انسانها معنا شود  ونسبت به آن شناخت داشته باشیم تا بتوانیم ازآن بدرستی در جهت نیازمندیهای  خود  بهره برداری کنیم.  زندگی همانند قطاری میباشد که اگر ما نسبت به اوشناخت وآموزش نداشته باشیم نمی توانیم از آن برای رسیدن به مقصد استفاده کنیم . پس شناخت دنیا وارزشها  وآموزش انسانها برای استفاده  از دنیا و زندگی  بهتر و رسیدن به مقصد  لازم میباشد. و این شناختها  با علم احیا ء می گردند { از گهواره تا گور دانش بجوی } ببیند در جامه یک ارزش به  ضد ارزش تبد یل گردیده  یک دکتر یا کارگر ساده ای به هروین مهتاد گردیده ما بایست علل وعوامل را شناسای وراه حل را آن  جویا شویم  و درد را اساسی  درمان کنیم   بایستی ما علت اصلی را دریابیم  وکاری کنیم آن شخص  بیمار را موداوا  ودرمان کنیم  واین بیماری را از پایه ریشه کن کنیم  واگر یک نفر دوزدی یا قتلی انجام داده باستیی علل وعوامل را فهمید ودرمان کرد. هر عللی عواملی دارد عللی که پدید آمده بایستی عوامل آن شناسای کنیم  تنها  زور و شکنجه کار آمد نیست بایستی ریشه مشکل  را جوستجوکرد یک موقع زور وشکنجه به ضد ارزش تبد یل میگردد . اگر یک بچه کارضد ارزش انجام میدهد مابایستی بدانیم که بچه نسبت به انجام  آن کا ر وپیامد آن آگاهی واطلاع ندارد نبایستی با تنبیه او را آگاه ساخت  تنبیه  کارآمد نیست بایست از راه علمی او رابایستی آگاه ساخت .    امروز معمای زندگی تقریبا حل شده ودیگر در بین اندیشها مرزی وجود ندارد

و احساس میکنم که در آینده جای نادانی وغفلت نیست دنیای آینده

بر همه مسایل وحتی کوچکترین مسله بی گذشت نیست در آینده

پس انسان مطرح است که با اندیشه خویش که همانا قدرت خالق هستی است پیش میرود به سوی راه تعالی که همانا خداوند تعین کرده  { خق }  و راه زيباي  بهشت را میسازد. و در دنیای زندگی ما اندیشه وفکرها نمایان گردیده امروز روشن فکرانی واندیشه مردانی در دنیا موجود میباشند که دارند در این زمینه کارمیکنند ما بایستی دوران جاهلیت را پرده بگشاییم و زندگی جدیدی را آغاز کنیم . واین فکر را به جهان گسترش دهیم تا دنیای صلح و دوستی و مساوات خالی از کینه و دشمنی  داشته باشیم  بیایید در این راه سرمایه گذاری کنیم  به نظر من بایستی ما تلاش کنیم وارزشهای را که هنوز ما به آنها دست نیافته ایم بدست آوریم و به آن ارزشها که دست  یافته ایم جامع عمل بپوشیم  و به درستی در جهت امنیت وسلامتی خود استفاده نمایم بنده لازم میدانم که برای سعادت و امنیت  خویش  نیازمند به ارزشها موجود در عالم هستی هستیم . راز علم هستی در شناحت ارزشها  معنا میشود .  بنده این ارزشها را در سه محور تعریف و طبقه بندی می کنم که عبارتند از کاینات و قانومندیهای جهان هستی و انسان  . که لازم است  ما به شناخت آنها بپردازیم  

1-ارزشهای که در  بيرون واطراف  انسان وجود دارند  كاينات (بيرونی) كه خداوند آنها را خداوند خلق كرده است.

2-  انسان يك ارزش است انسان يك عمر زندگي است ارزشهاي  که در درون انسانند {دروني} دو نوع ميباشند 1- ارزشهاي فيزيكي در بدن  2-  ارزشهاي متافيزيكي عقلي وانديشه هر انساني ثرمايه اي است در جهان هستي شما اصل را چه مي گذاري وانسانها را چگونه مبيني ذهن توليد فكر

 که حاصل دستاورد خود انسان می باشد که در اثر اندیشه و يعني علم حاصل می گردنند(اکتسابی )   كه آنها را انسان خلق كرده است

3- ارزشهای معنوی { خدا}

4- ارزشهاي  قانونمديهاي جهان هستي

5- ارزشهای اقتصادی ثروت

6-ارزشهای اجتماعی